تبليغاتX
کوچه های تاریک

کوچه های تاریک

+ نوشته شده در شنبه 14 اردیبهشت1387 13:56 توسط omid |


...

+ نوشته شده در یکشنبه 18 فروردین1387 12:32 توسط omid |


+ نوشته شده در شنبه 18 اسفند1386 11:52 توسط حامد |


شعری که جوشید از دلم اینبار باشد مال تو
احساس شیرین دلی ، تبدار باشد مال تو
از من بریدی بی سبب، من هم گذشتم از دلم
پاینده باشی سهم این ، ایثار باشد مال تو
باشد برو بی اعتنا ، تنها رهایم کن ولی
قلبی که مانده پشت این ، دیوار باشد مال تو
چیزی ندارم من دگر، جز یک رمق جان در بدن
حتی همین این یک رمق، صدبار باشد مال تو
جز شعر چیز دیگری ، در چنته ام پیدا نشد
قابل ندارد این غزل ، بردار باشد مال تو

+ نوشته شده در دوشنبه 29 بهمن1386 13:0 توسط omid |


ولنتاین مبارک

+ نوشته شده در چهارشنبه 24 بهمن1386 8:43 توسط omid |


آفتاب‌پرست

‌خواست دیده ‌نشود

رنگ زندگی شد

.

.

.

راستی زندگی چه رنگی است؟

می‌خواهم محو زندگی شوم

.

.

.

حالا هر کی لطف کنه بگه به نظرش زندگی چه رنگیه؟ اگه دلیلی هم براش دارین حتما بگید.

 

یا علی

+ نوشته شده در شنبه 20 بهمن1386 8:57 توسط حامد |


بي تو، مهتاب‌شبي، باز از آن كوچه گذشتم،

همه تن چشم شدم، خيره به دنبال تو گشتم،

شوق ديدار تو لبريز شد از جام وجودم،

شدم آن عاشق ديوانه كه بودم.

در نهانخانة جانم، گل ياد تو، درخشيد

باغ صد خاطره خنديد،

عطر صد خاطره پيچيد:

يادم آم كه شبي باهم از آن كوچه گذشتيم

پر گشوديم و در آن خلوت دل‌خواسته گشتيم

ساعتي بر لب آن جوي نشستيم.

تو، همه راز جهان ريخته در چشم سياهت.

من همه، محو تماشاي نگاهت.

آسمان صاف و شب آرام

بخت خندان و زمان رام

خوشة ماه فروريخته در آب

شاخه‌ها دست برآورده به مهتاب

شب و صحرا و گل و سنگ

همه دل داده به آواز شباهنگ

يادم آيد، تو به من گفتي:

- ” از اين عشق حذر كن!

لحظه‌اي چند بر اين آب نظر كن،

آب، آيينة عشق گذران است،

تو كه امروز نگاهت به نگاهي نگران است،

باش فردا، كه دلت با دگران است!

تا فراموش كني، چندي از اين شهر سفر كن!

با تو گفتم:‌” حذر از عشق!؟ - ندانم

سفر از پيش تو؟ هرگز نتوانم،

نتوانم!

روز اول، كه دل من به تمناي تو پر زد،

چون كبوتر، لب بام تو نشستم

تو به من سنگ زدي، من نه رميدم، نه گسستم ...“

باز گفتم كه : ” تو صيادي و من آهوي دشتم

تا به دام تو درافتم همه جا گشتم و گشتم

حذر از عشق ندانم، نتوانم!

اشكي از شاخه فرو ريخت

مرغ شب، نالة تلخي زد و بگريخت ...

اشك در چشم تو لرزيد،

ماه بر عشق تو خنديد!

يادم آيد كه : دگر از تو جوابي نشنيدم

پاي در دامن اندوه كشيدم.

نگسستم، نرميدم.

رفت در ظلمت غم، آن شب و شب‌هاي دگر هم،

نه گرفتي دگر از عاشق آزرده خبر هم،

نه كني ديگر از آن كوچه گذر هم ...

بي تو، اما، به چه حالي من از آن كوچه گذشتم

+ نوشته شده در چهارشنبه 10 بهمن1386 12:15 توسط omid |


پس کوچه ها

مرگ را در کوچه های تنهایی دیدم

از من پرسید : امید را دیده ای؟چندیست به دنبال اویم.

پرسیدم بهر چه می جویی او را ؟

پاسخ داد : می خواهم آن را از تو بگیرم.

خواستم بار دگر سوالی پرسم که چرا در طلب آنی که امیدم را بگیری؟

ناگهان دیدم که امیدی را که در کنار خود داشتم دیگر ندارم.

امید آرام و آرام رفت.دیگر امیدم را از دست داده بودم.

چند روزی بیش طاقت نیاوردم.

این بار من در طلب مرگ در کوچه پس کوچه های تنهایی پرسه زدم

اما این بار بی امید

من نیز در پی امید دست مرگ را گرفتم و رفتم....

یا علی

 

+ نوشته شده در پنجشنبه 4 بهمن1386 19:45 توسط حامد |


تو همین چند روزی که کار وبلاگو شروع کردم دوستان به من متذکر شدن که اینقدر منفی بین نباش و به زندگی با دیده ی عناد نگاه نکن.

من اصلا نمی خوام بگم که زندگی زیبا نیست. حرف من اینه که راه و رسم دنیا( نه زندگی) راه و رسم قشنگی نیست . حرف من اینه که دنیا وفا نداره . دنیا سر سازگاری با کسی نداره .

پس اگر بخایم که زندگی زیبایی داشته باشیم باید این هنر رو داشته باشیم که بتونیم با این بی وفایی های دنیا یه جوری کنار بیاییم.

راجع به این متنایی هم که از این به بعد می خوام بذارم باید اینو بگم که این حرفها یی که از دل یه آدم خسته یا یه آدم مایوس بیرون اومده. تو این جور حرفا چیزای خیلع عمیقی خوابیده که البته هم میتونه اثر منفی داشته باشه و صد البته اثر مثبت.

یا علی

+ نوشته شده در سه شنبه 2 بهمن1386 10:56 توسط حامد |


عشق يعنی مستی و ديوانگی

عشق يعنی با جهان بيگانگی

عشق يعنی شب نخفتن تا سحر

عشق يعنی سجده ها با چشم تر

عشق يعنی سر به دار آويختن

عشق يعنی اشک حسرت ريختن

عشق يعنی در جهان رسوا شدن

عشق يعنی مست و بی پروا شدن

****************************

عشق يعنی سوختن يا ساختن

عشق يعنی زندگی را باختن

عشق يعنی انتظار و انتظار

عشق يعنی هرچه بينی عکس يار

عشق يعنی ديده بر در دوختن

عشق يعنی در فراقش سوختن

عشق يعنی لحظه های التهاب

عشق يعنی لحظه های ناب ناب

*****************************

عشق يعنی سوز نی ، آه شبان

عشق يعنی معنی رنگين کمان

عشق يعنی شاعری دل سوخته

عشق يعنی آتشی افروخته

عشق يعنی با گلی گفتن سخن

عشق يعنی خون لاله بر چمن

عشق يعنی شعله بر خرمن زدن

عشق يعنی رسم دل بر هم زدن

عشق يعنی يک تيمّم، يک نماز

عشق يعنی عالمی راز و نياز

*****************************

عشق يعنی با پرستو پر زدن

عشق يعنی آب بر آذر زدن

عشق يعنی چو*احسان پا به راه

عشق يعنی همچو يوسف قعر چاه

عشق يعنی بيستون کندن به دست

عشق يعنی زاهد اما بُـت پرست

عشق يعنی همچو من شيدا شدن

عشق يعنی قطره و دريا شدن

عشق يعنی يک شقايق غرق خون

عشق يعنی درد و محنت در درون

عشق يعنی يک تبلور يک سرود

عشق يعنی يک سلام و يک درود

عشق يعنی مستی و ديوانگی

+ نوشته شده در سه شنبه 2 بهمن1386 10:23 توسط omid |


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X


صفحه نخست
پست الکترونیک



نوشته های پیشین

اردیبهشت 1387

فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386


نویسندگان

حامد

omid


قالب های نایت اسکین
    تعداد بازديدها:

Design by : Night Skin